نخستوزیر جدید بریتانیا: عملگرایی به جای تحول - inaes-موسسه مطالعات آمریکای شمالی و اروپا
نخستوزیر جدید بریتانیا: عملگرایی به جای تحول
01 08 2026 08:29
News Code : 251623120
View Count : 732
نخستوزیر جدید بریتانیا: عملگرایی به جای تحول
نویسنده: نیکولای فون اوندارتسا[1] ۲۱ ژوئیۀ ۲۰۲۶
منبع: بنياد علم و سياست آلمان (SWP)
نخستوزیر جدید بریتانیا، اندی برنهام، اولویتهای سیاسی خود را عمدتاً بر مسائل داخلی متمرکز کرده است. به اعتقاد نیکلای فون اوندارتسا، با وجود گرایش مثبت او به نزدیکتر شدن دوباره به اتحادیه اروپا، در روابط لندن و بروکسل باید بیش از هر چیز انتظار عملگرایی را داشت.
سیاست داخلی؛ اولویت اصلی دولت جدید
با ورود اندی برنهام به اقامتگاه نخستوزیری در شماره ۱۰ خیابان داونینگ، او به هفتمین نخستوزیر بریتانیا در طول ده سال گذشته تبدیل شد. این انتقال قدرت، آرامترین و کمحاشیهترین جابهجایی قدرت در این دوره بود. از میان ۴۰۳ نماینده حزب کارگر در مجلس عوام، ۳۷۹ نفر از نامزدی او حمایت کردند و بدین ترتیب فراکسیون حزب تقریباً بهطور یکپارچه پشت سر برنهام قرار گرفت؛ سیاستمداری که تنها در ماه ژوئن وارد مجلس عوام شده بود.
یکی از پیامدهای این انتقال قدرت کمسابقه و بدون تنش آن بود که برنهام تاکنون فرصت یا ضرورتی برای اعلام مواضع تفصیلی سیاسی خود نداشته است. این مسئله بهویژه درباره سیاست خارجی، امنیتی، دفاعی و همچنین رویکرد آینده او نسبت به اتحادیه اروپا بیش از سایر حوزهها صادق است؛ زیرا او پس از ترک مجلس عوام در سال ۲۰۱۷، عمدتاً در جایگاه شهردار منچستر فعالیت کرده است.
با این حال، اظهارات برنهام در جریان رقابت برای جانشینی استارمر نشان میدهد که جهتگیری سیاسی او کاملاً روشن است: تمرکز اصلی دولت آینده بر مسائل داخلی خواهد بود.
برنهام با تکیه بر تجربه و دستاوردهای خود در منچستر، سیاست واگذاری اختیارات (Devolution) را در مرکز برنامههایش قرار داده است؛ مفهومی که به انتقال بخشی از اختیارات دولت مرکزی به دولتهای محلی و نهادهای منطقهای اشاره دارد. او همچنین به نمایندگان حزب کارگر وعده داده است که شیوهای جدید از حکمرانی را در پیش گیرد؛ شیوهای که نقش فراکسیون پارلمانی را در تصمیمگیریها تقویت کرده و همزمان ساختار دولت بریتانیا را نوسازی کند.
حتی در تنها سخنرانی نسبتاً مفصل او درباره سیاست خارجی و امنیتی نیز، این حوزهها از منظر پیامدهای داخلی مورد توجه قرار گرفتهاند. برنهام معتقد است که جنگهای سالهای اخیر، از جمله در خاورمیانه و همچنین حمله روسیه به اوکراین، مستقیماً بر رفاه و امنیت شهروندان بریتانیا تأثیر گذاشتهاند. از همین رو، افزایش سرمایهگذاری در بخش دفاعی را نه صرفاً یک ضرورت امنیتی، بلکه ابزاری برای تقویت صنایع دفاعی داخلی، احیای اقتصاد مناطق مختلف کشور و پیشبرد روند صنعتیسازی مجدد (Reindustrialisation) میداند.
تردید نسبت به برگزیت و رویکردی عملگرایانه در قبال اروپا
در حوزه سیاست اروپا، اندی برنهام همانند بسیاری از اعضای حزب کارگر، از منتقدان برگزیت محسوب میشود. او خواهان همکاری نزدیکتر با بروکسل و نیز تقویت روابط با برلین و پاریس در چارچوب همکاری موسوم به چارچوب همکاری سه کشور اروپایی (E3) است.
او حتی سال گذشته، زمانی که بازگشتش به سیاست ملی هنوز چندان محتمل به نظر نمیرسید، ابراز امیدواری کرده بود که «در طول عمر خود شاهد بازگشت بریتانیا به اتحادیه اروپا باشد.» اما با آغاز رقابت انتخاباتی برای ورود دوباره به مجلس عوام و سپس آماده شدن برای تصدی مقام نخستوزیری، این چشمانداز را فعلاً کنار گذاشت.
این تغییر موضع، بازتاب همان فشارهای سیاسی داخلی است که پیشتر نیز مانع از آن شده بود که دولت استارمر روابط با اتحادیه اروپا را بیش از این گسترش دهد. برنهام نیز برای جلوگیری از ریزش آرای حامیان برگزیت به سود جریان راستگرای پوپولیست به رهبری نایجل فاراژ تأکید میکند که قصد ندارد زخمهای قدیمی را دوباره باز کند یا مناقشات گذشته درباره برگزیت را از نو به جریان اندازد.
از این رو، انتظار میرود روابط مستقیم دولت او با اتحادیه اروپا بر پایه عملگرایی استوار باشد. احتمالاً نشست مشترک اتحادیه اروپا–بریتانیا که اخیراً به تعویق افتاده بود، در آینده نزدیک برگزار خواهد شد. برنهام هدف خود را از این نشست، تثبیت دستاوردهای حاصلشده عنوان کرده است.
مبارزه با مهاجرت غیرقانونی، ارتقای امنیت اقتصادی و افزایش تابآوری در برابر تهدیدهای خارجی مانند تروریسم و کارزارهای اطلاعرسانی نادرست از مهمترین اولویتهای او به شمار میروند.
مهمترین تفاوت برنهام با استارمر در این حوزه آن است که او بیش از آنکه بر همکاری با ایالات متحده تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ تکیه کند، تقویت شراکت با کشورهای اروپایی، چه در چارچوب اتحادیه اروپا و چه در قالب همکاریهای دوجانبه و سازوکار چارچوب همکاری سه کشور اروپایی را در اولویت قرار میدهد.
هرچند برنهام مشاور امنیت ملی دولت استارمر را در سمت خود ابقا کرده است، اما در جریان بازسازی کابینه، وزیر امور خارجه و همچنین وزیر مسئول مذاکرات با اتحادیه اروپا را تغییر داده است؛ اقدامی که میتواند زمینهساز ابتکارها و جهتگیریهای جدید در سیاست خارجی بریتانیا باشد.
پیامدها برای برلین و بروکسل
از منظر آلمان و اتحادیه اروپا، پرسش اصلی آن است که آیا باید به همین سطح از همکاری عملگرایانه بسنده کرد یا زمینه را برای روابط عمیقتر فراهم ساخت.
به نظر میرسد دولت برنهام همچنان شریکی قابل اعتماد برای اروپا باقی بماند؛ دولتی که هم در اجرای پیمان دوستی کنزینگتون (Kensington Friendship Treaty) با آلمان و هم در پیشبرد دستورکار همکاری اتحادیه اروپا–بریتانیا (EU–UK Agenda) آمادگی همکاری نزدیک خواهد داشت.
با این حال، اگر هدف، گسترش همکاریها فراتر از چارچوب کنونی باشد، هم دولت جدید بریتانیا و هم شرکای اروپایی باید از برخی خطوط قرمز بهجامانده از دوران برگزیت عبور کرده و زمینه را برای شکلگیری یک مشارکت امنیتی عمیقتر فراهم کنند.
یکی از مهمترین حوزههای مستعد چنین همکاریای، همکاریهای دفاعی است. تمرکز برنهام بر بازصنعتیسازی مناطق مختلف بریتانیا، در کنار تمایل او به همکاری نزدیکتر با اتحادیه اروپا، میتواند چشماندازهای تازهای برای توسعه همکاریهای دفاعی میان دو طرف ایجاد کند.
[1] Nicolai von Ondarza
