هوش مصنوعی و بازآرایی نظم بین‌الملل؛ از رقابت قدرت‌های بزرگ تا شکل‌گیری رژیم پیچیدۀ حکمرانی جهانی

06 09 2026 18:56

کد خبر : 267955927

تعداد بازدید : 863

نظام بین‌الملل در یکی از دوره‌های مهم گذار خود قرار دارد. تغییر در توزیع قدرت، تشدید رقابت میان قدرت‌های بزرگ، ظهور فناوری‌های راهبردی و تحول در الگوهای همکاری بین‌المللی، بسیاری از مفروضات نظم موجود را تحت تاثیر قرار داده است. در میان این تحولات، هوش مصنوعی دیگر صرفا یک فناوری نوظهور یا موضوعی متعلق به حوزه علم و اقتصاد نیست؛ بلکه به یکی از مولفه‌های جدید قدرت، امنیت و رقابت ژئوپولیتیکی تبدیل شده است.

نویسنده: سید امیرآرش اسحاقی (کارشناس ارشد مطالعات اروپا و عضو گروه مطالعات مسائل جهانی)

 

نظام بین‌الملل در یکی از دوره‌های مهم گذار خود قرار دارد. تغییر در توزیع قدرت، تشدید رقابت میان قدرت‌های بزرگ، ظهور فناوری‌های راهبردی و تحول در الگوهای همکاری بین‌المللی، بسیاری از مفروضات نظم موجود را تحت تاثیر قرار داده است. در میان این تحولات، هوش مصنوعی دیگر صرفا یک فناوری نوظهور یا موضوعی متعلق به حوزه علم و اقتصاد نیست؛ بلکه به یکی از مولفه‌های جدید قدرت، امنیت و رقابت ژئوپولیتیکی تبدیل شده است.

اهمیت هوش مصنوعی از این جهت است که برخلاف بسیاری از فناوری‌های پیشین، به صورت همزمان بر حوزه‌های اقتصادی، علمی، نظامی، اطلاعاتی و حتی ظرفیت دولت‌ها برای اعمال قدرت تاثیر می‌گذارد. از این منظر، مسئله اصلی در عصر هوش مصنوعی صرفا این نیست که چگونه باید یک فناوری جدید را تنظیم کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که چه کسانی قواعد استفاده از این فناوری را تعیین خواهند کرد و این قواعد چگونه بر نظم بین‌الملل آینده اثر خواهند گذاشت؟

از فناوری به مولفه قدرت

درک جایگاه هوش مصنوعی در سیاست جهانی مستلزم عبور از نگاه صرفا فناورانه است. قابلیت‌های پیشرفته هوش مصنوعی به تدریج به بخشی از زیرساخت قدرت ملی تبدیل می‌شوند. دسترسی به داده، ظرفیت محاسباتی، تراشه‌های پیشرفته، سرمایه، نیروی انسانی متخصص و توانایی توسعه مدل‌های بنیادین، همگی می‌توانند مزیت‌های راهبردی جدیدی ایجاد کنند.

این تحول را می‌توان در چهار سطح مشاهده کرد. در سطح اقتصادی، هوش مصنوعی می‌تواند بهره‌وری و توان رقابت شرکت‌ها و اقتصادهای ملی را تغییر دهد. در سطح فناورانه، کشورهایی که در زنجیره تراشه، زیرساخت محاسباتی و مدل‌های پیشرفته موقعیت مسلط پیدا کنند، از مزیت ساختاری برخوردار خواهند شد. در سطح نظامی، هوش مصنوعی ظرفیت تحلیل اطلاعات، پشتیبانی از تصمیم‌گیری، مدیریت عملیات و توسعه سامانه‌های خودکار را دگرگون می‌کند. در نهایت، در سطح نهادی و ژئوپولیتیکی، توانایی تعیین استانداردها و قواعد استفاده از این فناوری می‌تواند به خودی خود منبع قدرت تبدیل شود.

بنابراین، رقابت آینده فقط بر سر این نخواهد بود که «چه کشوری هوش مصنوعی قدرتمندتری دارد»، بلکه بر سر این نیز خواهد بود که چه کشوری می‌تواند قواعد، استانداردها و هنجارهای استفاده از آن را شکل دهد.

آمریکا و چین؛ رقابت بر سر فناوری و قواعد

در این میان، رقابت ایالات متحده آمریکا و چین اهمیت ویژه‌ای دارد. هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از عرصه‌های اصلی رقابت راهبردی دو قدرت بزرگ است؛ رقابتی که صرفا به توسعه مدل‌های هوش مصنوعی محدود نمی‌شود و حوزه‌هایی مانند تراشه‌های پیشرفته، زیرساخت محاسباتی، سرمایه‌گذاری، زنجیره تامین فناوری، کاربردهای نظامی و استانداردگذاری را نیز دربرمی‌گیرد.

از این منظر، هوش مصنوعی بخشی از رقابت گسترده‌تر برای تعیین شکل نظم بین‌الملل آینده است. هر یک از قدرت‌های بزرگ تلاش خواهد کرد ضمن افزایش ظرفیت‌های فناورانه خود، وابستگی‌های راهبردی خود را کاهش دهد و در شکل‌دهی به قواعد بین‌المللی نیز نقش بیشتری به دست آورد.

این وضعیت یک پیامد مهم دارد: حکمرانی جهانی هوش مصنوعی نمی‌تواند از ژئوپولیتیک قدرت جدا شود. حتی اگر همه دولت‌ها بر ضرورت «هوش مصنوعی مسئولانه» یا «ایمن» توافق داشته باشند، تعریف مسئولیت، امنیت، دسترسی عادلانه و حتی مرز میان استفاده مشروع و غیرمشروع از این فناوری می‌تواند تحت تاثیر منافع و برداشت‌های متفاوت قدرت‌های بزرگ قرار گیرد.

چرا یک دولت جهانی برای هوش مصنوعی شکل نخواهد گرفت؟

با توجه به پیچیدگی فناوری و تعدد بازیگران، شکل‌گیری یک نظام کاملا متمرکز و یکپارچه جهانی برای حکمرانی هوش مصنوعی بعید به نظر می‌رسد. دولت‌ها در زمینه حاکمیت ملی و امنیت راهبردی حاضر نیستند تمام ظرفیت‌های خود را به یک نهاد مرکزی جهانی واگذار کنند. از سوی دیگر، سرعت تحول فناوری به گونه‌ای است که نهادهای بین‌المللی سنتی به دشواری می‌توانند همگام با آن حرکت کنند.

همچنین، هوش مصنوعی یک مسئله واحد نیست. توسعه علمی، اقتصاد دیجیتال، حقوق بشر، دسترسی به فناوری، امنیت سایبری، کاربردهای نظامی، بازار کار و توسعه پایدار، هر یک نیازمند مجموعه‌ای متفاوت از قواعد و بازیگران هستند.

به همین دلیل، احتمالاً آینده حکمرانی هوش مصنوعی نه در قالب یک «دولت جهانی هوش مصنوعی»، بلکه در قالب مجموعه‌ای از نهادها، توافق‌ها، استانداردها و ترتیبات چندجانبه شکل خواهد گرفت.

ظهور «رژیم پیچیده» حکمرانی هوش مصنوعی

یکی از مفاهیم مناسب برای توضیح این وضعیت، مفهوم رژیم پیچیده حکمرانی است؛ مجموعه‌ای از ترتیبات نهادی و چندجانبه که بدون وجود یک مرکز واحد، از طریق تقسیم کار و همکاری میان بازیگران مختلف، یک حوزه جهانی پیچیده را مدیریت می‌کنند.

در چنین الگویی، سازمان ملل، دولت‌ها، نهادهای علمی، شرکت‌های فناوری، سازمان‌های تخصصی، جامعه مدنی و حتی ترتیبات منطقه‌ای می‌توانند همزمان در شکل‌دهی به حکمرانی هوش مصنوعی نقش داشته باشند.

گزارش هیئت عالی‌رتبه سازمان ملل درباره هوش مصنوعی نیز بر وجود نوعی «کسری در حکمرانی جهانی» این فناوری تأکید کرده و بر ضرورت ایجاد رویکردی فراگیر، شبکه‌ای و منعطف تأکید دارد. گزارش همچنین بر اهمیت ایجاد درک مشترک جهانی از قابلیت‌ها، فرصت‌ها، خطرات و عدم قطعیت‌های هوش مصنوعی تأکید کرده است.

این رویکرد نشان می‌دهد که مسئله اصلی الزاما ایجاد یک سازمان واحد نیست؛ بلکه ایجاد هماهنگی میان مجموعه‌ای از نهادهای موجود و در حال شکل‌گیری است.

در چنین معماری‌ای، حداقل چهار کارکرد اساسی را می‌توان برای حکمرانی جهانی هوش مصنوعی در نظر گرفت: ایجاد درک علمی مشترک، تدوین استانداردها، توزیع عادلانه‌تر منافع فناوری و تقویت امنیت جمعی.

علم به مثابه زیرساخت حکمرانی

یکی از نکات مهم در این معماری، نقش دانش علمی مستقل است. سرعت تحول هوش مصنوعی باعث شده سیاست‌گذاران در بسیاری از موارد در شرایطی تصمیم بگیرند که هنوز شناخت کاملی از قابلیت‌ها، خطرات و پیامدهای فناوری وجود ندارد.

در چنین شرایطی، ایجاد سازوکاری علمی و مستقل در سطح جهانی می‌تواند شکاف میان دانش تخصصی و سیاست‌گذاری را کاهش دهد. چنین سازوکاری می‌تواند ارزیابی‌های علمی را در اختیار دولت‌ها قرار دهد و تا حدودی از نابرابری اطلاعاتی میان کشورها بکاهد.

در واقع، آینده حکمرانی هوش مصنوعی تنها به «قواعد» وابسته نیست؛ به وجود مبنای علمی مشترک برای تصمیم‌گیری نیز وابسته است. بدون چنین مبنایی، حتی توافق‌های بین‌المللی نیز ممکن است تحت تاثیر برداشت‌های متفاوت و رقابت‌های سیاسی قرار گیرند.

امنیت نظامی؛ دشوارترین آزمون حکمرانی AI

پیچیده‌ترین بخش حکمرانی هوش مصنوعی احتمالا حوزه نظامی و امنیتی خواهد بود. بحث درباره کاربردهای نظامی AI در گذشته عمدتا بر سامانه‌های تسلیحاتی خودکار مرگبار متمرکز بود، اما دامنه این فناوری بسیار فراتر رفته است. تحلیل اطلاعات، شناسایی اهداف، پشتیبانی از تصمیم‌گیری، مدیریت عملیات و سامانه‌های خودکار، همگی می‌توانند ساختار تصمیم‌گیری نظامی را تغییر دهند.

مسئله اساسی این است که افزایش سرعت و ظرفیت تصمیم‌گیری ممکن است همزمان با کاهش زمان در اختیار انسان برای ارزیابی بحران همراه شود. در شرایط رقابت میان قدرت‌های بزرگ، چنین وضعیتی می‌تواند بر بازدارندگی، ثبات راهبردی و مدیریت بحران اثر بگذارد.

بنابراین، حکمرانی AI در حوزه نظامی نمی‌تواند صرفا به تدوین استانداردهای فنی محدود شود. گفت‌وگوهای امنیتی، اعتمادسازی، شفافیت، مسئولیت‌پذیری و ایجاد سازوکارهای ارتباطی میان قدرت‌های بزرگ نیز اهمیت خواهند داشت.

از این منظر، آینده AI نظامی بخشی از آینده معماری صلح و امنیت بین‌المللی خواهد بود.

مسئله کمتر دیده‌شده: شکاف جهانی هوش مصنوعی

یک بعد دیگر حکمرانی AI، مسئله توزیع نابرابر ظرفیت‌های این فناوری است. اگر دسترسی به تراشه‌های پیشرفته، زیرساخت محاسباتی، داده، سرمایه و نیروی انسانی متخصص در تعداد محدودی از کشورها و شرکت‌ها متمرکز شود، هوش مصنوعی می‌تواند شکاف میان کشورهای برخوردار و کم‌برخوردار را افزایش دهد.

از این منظر، «توزیع عادلانه منافع فناوری» نباید صرفا یک شعار اخلاقی تلقی شود؛ بلکه بخشی از مسئله ثبات نظم بین‌الملل است. افزایش شکاف فناورانه می‌تواند به وابستگی‌های جدید اقتصادی و سیاسی منجر شود و کشورهای فاقد زیرساخت را در موقعیتی قرار دهد که بیشتر مصرف‌کننده قواعد و فناوری‌های تولیدشده در دیگر نقاط جهان باشند.

بنابراین، حکمرانی جهانی AI باید علاوه بر مدیریت خطرات، به مسئله دسترسی، ظرفیت‌سازی و مشارکت کشورهای در حال توسعه نیز توجه کند.

ایران در معماری در حال شکل‌گیری

برای ایران، تحولات حکمرانی جهانی هوش مصنوعی را نمی‌توان صرفا یک موضوع فناورانه دانست. این تحول با مسائل توسعه اقتصادی، امنیت ملی، تحریم‌ها، دسترسی به فناوری، روابط خارجی و جایگاه ایران در اقتصاد جهانی ارتباط دارد.

محدودیت‌های دسترسی به فناوری‌های پیشرفته و زیرساخت‌های محاسباتی می‌تواند یکی از موانع مهم توسعه ظرفیت‌های AI در ایران باشد. در عین حال، حضور ایران در بحث‌های بین‌المللی درباره قواعد و استانداردهای هوش مصنوعی اهمیت فزاینده‌ای خواهد یافت.

ایران اگر صرفا منتظر شکل‌گیری قواعد جهانی بماند، احتمالا در موقعیت «پذیرنده قواعد» قرار خواهد گرفت. در مقابل، مشارکت فعال در مجامع علمی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند امکان اثرگذاری بر شکل‌گیری هنجارها و استانداردهای آینده را افزایش دهد.

در این زمینه، سیاست ایران می‌تواند بر سه محور متمرکز شود: تقویت ظرفیت علمی و انسانی، توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، و مشارکت فعال در گفت‌وگوهای مربوط به حکمرانی جهانی هوش مصنوعی.

جمع‌بندی: رقابت بر سر آینده نظم جهانی

هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت در نظام بین‌الملل است؛ اما اهمیت آن صرفا در قابلیت‌های فناورانه‌اش خلاصه نمی‌شود. AI می‌تواند بر توزیع قدرت اقتصادی و نظامی، رقابت قدرت‌های بزرگ، امنیت بین‌المللی و حتی توانایی دولت‌ها برای تعیین قواعد اثر بگذارد.

در چنین شرایطی، احتمال شکل‌گیری یک نظام متمرکز جهانی برای حکمرانی هوش مصنوعی محدود است. آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد، ظهور یک رژیم پیچیده و چندلایه حکمرانی است که در آن دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای علمی، شرکت‌های فناوری و سایر بازیگران، در کنار رقابت، ناگزیر به همکاری خواهند بود.

با این حال، موفقیت این معماری به یک مسئله بنیادی وابسته است: آیا جامعه بین‌المللی می‌تواند میان رقابت قدرت‌های بزرگ و ضرورت همکاری جهانی تعادل برقرار کند؟

از این منظر، پرسش اصلی آینده دیگر صرفا این نیست که «چه کسی هوش مصنوعی قدرتمندتری خواهد داشت؟» پرسش تعیین‌کننده‌تر این است:

چه کسانی قواعد استفاده از هوش مصنوعی را تعیین خواهند کرد، چه کشورهایی در تدوین این قواعد نقش خواهند داشت، و این قواعد چه نوع نظم بین‌المللی را شکل خواهند داد؟

پاسخ به این پرسش می‌تواند تعیین کند که هوش مصنوعی در نهایت به عاملی برای تشدید شکاف‌ها و رقابت‌های ژئوپولیتیکی تبدیل می‌شود یا به بستری برای ایجاد شکل جدیدی از همکاری و حکمرانی جهانی.

پایان

 

منابع:

CSIS, Center for Strategic and International Studies, (2025). Four scenarios for the geopolitical order, 2025–2030: What will great-power competition look like.

CFR, Council on Foreign Relations, (2025). How experts think AI will change the global balance of power by 2035. Council on Foreign Relations.

Klein, Emma, & Patrick, Stewart, (2024). Envisioning a Global Regime Complex to Govern Artificial Intelligence. Carnegie Endowment for International Peace.

United Nations, (2024). Governing AI for humanity: Final report of the UN Secretary-General’s High-Level Advisory Body on Artificial Intelligence.

United Nations Independent International Scientific Panel on Artificial Intelligence, (2026). Preliminary report. United Nations.

United Nations, (2025). Institute for Disarmament Research, Artificial intelligence in the military domain: Implications for international peace and security. UNIDIR.