موضع احزاب اصلیِ آلمان در مورد جنگ اوکراین - inaes-موسسه مطالعات آمریکای شمالی و اروپا
نویسنده: رامین نوربخش
موضع احزاب اصلیِ آلمان در مورد جنگ اوکراین
03 09 2025 02:44
کد خبر : 128213067
تعداد بازدید : 28432
یورش روسیه به اوکراین در ۲۴ فوریهٔ ۲۰۲۲ نه تنها یک رویداد نظامی، بلکه نقطهٔ عطفی بنیادین در سیاست خارجی و امنیتی آلمان و کل اروپا محسوب میشود. این تاریخْ پایانِ ناگهانیِ دوران پس از جنگ سرد را رقم زد که بر این فرضیه استوار بود که صلح پایدار در اروپا میتواند از طریق درهمتنیدگیِ اقتصادی و گفتگوی دیپلماتیک، بهویژه با روسیه، تضمین شود. این رویکرد که برای دههها محور سیاست خارجی آلمان بود، در یک روز کاملاً بیاعتبار شد.
در واکنشی فوری به این تجاوز آشکار، صدراعظم آلمان اولاف شولتس در ۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۲ جلسهای فوقالعاده در بوندستاگ تشکیل داد و در آن اصطلاح «عصر جدید» (Zeitenwende) را اعلام کرد. این سخنرانی که اکنون سندی بنیادی شمرده میشود، جهتگیریِ جدید سیاست امنیتی آلمان را معرفی کرد. شولتس در این سخنرانی علاوه بر محکوم کردن قاطعانهٔ حملهٔ روسیه به اوکراینْ تعهد به تخصیص ۱۰۰ میلیارد یورو برای نوسازی ارتش و افزایش بودجهٔ دفاعی به دو درصدِ تولید ناخالص داخلی را اعلام کرد.
اعلام «عصر جدید» از همان ابتدا اجماعی گسترده اما شکننده و پرتنش در میان احزاب اصلی آلمان ایجاد کرد. ائتلاف سه حزبیِ متشکل از احزاب سوسیالدموکرات، سبزها و دموکرات آزاد، همراه با بزرگترین حزب مخالف یعنی اتحادیهٔ دموکراتمسیحی، اصولاً بر ضرورت حمایت از اوکراین و تقویت توان دفاعی خود همنظر بودند. این اجماع در نگاه اول محکم به نظر میرسید، اما از همان ابتدا شکننده بود، چرا که اختلافنظرهای عمیق و ساختاری دربارهٔ سرعت اجرا و حدود این حمایت وجود داشت.
بحثهای پارلمانی و رسانهای پس از اعلام «عصر جدید» نشان داد که اختلافات اصلی کمتر بر سر اصل حمایت از اوکراین و بیشتر بر سر جزئیات عملیاتی متمرکز است. سؤالات اساسی که احزاب را به اردوگاههای مختلف تقسیم کرده شامل این موارد است: نوع تسلیحات ارسالی، سرعت ارسال، پیشقدمی آلمان در فرآیند حمایت، چیستی هدف نهایی این حمایتها و سرانجام چگونگی جلوگیری از تشدید درگیری و درگیر شدن مستقیم آلمان در جنگ.
موضع حزب سوسیالدموکرات (SPD) در قبال جنگ اوکراین عمیقاً با میراث تاریخیِ این حزب و بهویژه سیاست شرقیِ (Ostpolitik) ویلی برانت پیوند دارد که بر فلسفهٔ «ایجاد تغییر از طریق ارتباطات نزدیک» (Wandel durch Annäherung) و حفظ گفتگوی مستمر و سازنده با مسکو تأکید داشت. ویلی برانت چهارمین صدراعظم آلمان (۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴) بود که با همین رویکردْ روابط آلمان غربی را با آلمان شرقی و شوروی به شکل چشمگیری بهبود داد و از این رو جایزهٔ نوبل صلح را در ۱۹۷۱ دریافت کرد.این رویکرد که برای دههها هویت سیاست خارجی این حزب را تعریف میکرد، پس از حملهٔ روسیه با چالشی جدی روبرو شد. اگرچه حزب سوسیالدموکرات حملهٔ روسیه را بهشدت و بیقید و شرط محکوم کرده و بدینترتیب از سیاست آشتیجویانه و روسیهدوستِ دوران ویلی برانت و گرهارد شرودر کاملاً فاصله گرفته است، اما در بخشهای مهمی از این حزب همچنان تردیدی عمیق و ریشهای نسبت به راهحلهای صرفاً نظامی و تسلیحاتی وجود دارد.
شخصیتهای تأثیرگذار و برجستهٔ حزب سوسیالدموکرات مانند رولف موتزنیش (Rolf Mützenich) مرتباً و در مناسبتهای مختلف بر ضرورت باز نگهداشتن کانالهای دیپلماتیک با روسیه و ضرورت تفکر جدی دربارهٔ راههای ممکن برای «انجماد» درگیری و رسیدن به آتشبس تأکید میکنند. اولاف شولتس صدراعظم پیشین نیز از یک سو «عصر جدید» را اعلام کرد و متعهد به حمایت از اوکراین شد، اما از سوی دیگر در مسائلی نظیر ارسال موشکهای کروز تاروس (Taurus) با قاطعیت مخالفت کرد و بارها دربارهٔ «تنهاماندن» آلمان در تصمیمات نظامی هشدار داد. این رویکرد محتاطانه نشاندهندهٔ تلاش حزب سوسیالدموکرات برای حفظ تعادل بین تعهدات جدید و ارزشهای سنتی خود یعنی کاهش تنش از راه گفتگو و مذاکره است.
اتحادیهٔ مسیحی (CDU/CSU) که در دورهٔ صدارت شولتس در جایگاه اپوزوسیون بود، سختترین انتقادات را متوجه تردید و کندیِ دولت در حمایت از اوکراین میکرد و خواستار حمایت جامع، بیدرنگ و قاطع از کییف بود. اتحادیهٔ مسیحی مکرراً دولت شولتس را به تأخیر در تصمیمگیری، دستوپاگیرکردن کمکها و عدم پیشقدمی در ارسال تسلیحات پیشرفته متهم میکرد. اختلاف جدی دیگر با دولت شولتس مسئلهٔ ارسال موشکهای کروز پیشرفتهٔ تاروس بود. اتحادیهٔ مسیحی نه تنها از ارسال این موشکها صراحتاً و بدون قید و شرط حمایت میکرد، بلکه آن را بخشی ضروری از استراتژی جامع کمک به اوکراین تلقی مینمود. و این در حالی بود که اولاف شواتس قاطعانه با ارسال تاروس به اوکراین مخالفت کرد زیرا آن را باعث افزایش تنش میدانست. اکنون که حدود سه ماه از صدارت مرتس و سُکّانداری او میگذرد، هنوز موشک تاروس به دلیل زمانبر بودن آموزش استفاده از آن و البته برخی ملاحظات امنیتی به اوکراین ارسال نشده است. از منظر اتحادیهٔ مسیحیْ تاروس نه تنها ابزار مؤثری برای دفاع از خاک اوکراین است، بلکه نشانهٔ تعهد راسخ آلمان به حمایت از نظم بینالمللیِ مبتنی بر قانون محسوب میشود.
هدف اعلامشدهٔ این اتحادیه برای جنگ اوکراین کاملاً روشن و غیرقابل مصالحه است: بازگرداندن کامل تمامیت ارضی اوکراین و عدم پذیرش هر نوع «صلح دیکتهشده» که ممکن است مداخلهٔ روسیه را مشروعیت ببخشد. این حزب بر این باور است که تنها پیروزی کامل اوکراین میتواند نظم امنیتی اروپا را احیا کند و از تکرار چنین تجاوزاتی در آینده جلوگیری نماید.
حزب سبز (Bündnis 90/die Grünen) موضعی قاطع و فعال در حمایت از اوکراین اتخاذ کرده است. این موضعگیری عمیقاً در فلسفهٔ ارزشمحور و حقوق بشریِ این حزب ریشه دارد. سبزها حمایت از اوکراین را نه صرفاً بهعنوان ضرورت ژئوپلیتیکی، بلکه بهعنوان تکلیف اخلاقی و دفاع از ارزشهای بنیادین دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق انسان تلقی میکنند. آنالنا بربوک، وزیر خارجهٔ سابق آلمان از حزب سبز، بارها اعلام کرد که آلمان باید در حمایت از اوکراین پیشقدم باشد و حتی از تحویل تسلیحات سنگین ابایی نداشته باشد. او این موضع را بر مبنای دفاع از آزادی، دموکراسی و حق تعیین سرنوشت ملت اوکراین توجیه میکرد. حزب سبز همچنین خواستار تشدید و گسترش تحریمهای اقتصادی علیه روسیه است و بر این باور است که فشار اقتصادیِ مؤثر میتواند موازنهٔ قدرت در میدان جنگ را تغییر دهد. در حالی که در مسئلهٔ موشکهای تاروس صراحتاً موضعی اعلام نکرده، اما رویکرد کلی حزب سبز حاکی از حمایت غیرمستقیم اما واضح از ارسال این تسلیحات در چارچوب کمکهای جامع به اوکراین است. این حزب هدف خود را دفاع از حاکمیت و آزادی اوکراین و حمایت از مسیر عضویت این کشور در اتحادیهٔ اروپا و ناتو تعریف کرده است.
حزب چپ (die Linke) موضعی کاملاً متضاد با جریان اصلیِ سیاسیِ آلمان در قبال جنگ اوکراین اتخاذ کرده است. این حزب هرگونه ارسال سلاح به اوکراین را به دلایل صلحجویانه و ضدنظامیگری رد میکند. از منظر این حزب، ارسال تسلیحات نه تنها به حل مسالمتآمیزِ درگیری کمک نمیکند، بلکه موجب تشدید و طولانی شدن جنگ میشود. حزب چپ همچنین با تحریمهای گستردهٔ اقتصادی علیه روسیه مخالف است و تنها تحریمهای هدفمند علیه اشخاصِ مسئول جنگ و الیگارشهای روس را قابل قبول میداند. این حزب بر ضرورت ابتکارات دیپلماتیک فوری، عقبنشینی کامل نیروهای روسی و تحقق صلح بر مبنای حقوق بینالمللی تأکید دارد. یکی از مهمترین تمایزهای حزب چپ با سایر احزاب، موضع آن در قبال ناتو است. این حزب خواستار انحلال ناتو و جایگزینی آن با سیستم امنیت جمعیِ جدیدی است که روسیه را نیز در بر بگیرد. این دیدگاه که کاملاً در تضاد با اجماع سیاسی اروپا و آلمان است، حزب چپ را در موضع انزوای سیاسی قرار داده است.
حزب جدیدالتأسیس BSW که در سال ۲۰۲۳ تشکیل شد، موضعی حتی تندتر از حزب چپ در مخالفت با سیاستهای دولت آلمان اتخاذ کرده است. این حزب که تحت رهبری واگنکِنِشت، سیاستمدار سابق حزب چپ فعالیت میکند، خواستار پایان فوری و بیقید و شرط هرگونه ارسال تسلیحات به اوکراین است. استدلال اصلی این حزب این است که ادامهٔ ارسال تسلیحات نه تنها منافع ملی آلمان را تهدید میکند، بلکه خطر درگیر شدنِ مستقیمِ آلمان در جنگ را افزایش میدهد. اُسکار لافونته از سیاستمداران کهنهکار آلمان و نزدیک به BSW معتقد است که صلح در اروپا تنها با روسیه ممکن است و از این رو رویکرد ضد روسیِ جریان اصلی را اساساً مردود و از پیش شکستخورده میداند. BSW همچنین تحریمهای اقتصادی علیه روسیه را «خودتخریبانه» خوانده و خواستار لغو فوری آنها شده است. این حزب بر این باور است که تحریمها بیشتر به اقتصاد آلمان و اروپا آسیب رساندهاند تا اینکه روسیه را تحت تأثیر قرار دهند. موضع این حزب در قبال اهداف جنگ نیز کاملاً متفاوت است: آنها خواستار آتشبس فوری و شروع مذاکرات بدون هیچگونه پیششرط هستند. همچنین پذیرش راه حل مذاکرهای حتی اگر شامل واگذاری بخشهایی از خاک اوکراین باشد، مورد پذیرش این حزب است.
حزب دموکرات آزاد (FDP) موضع خود را بر مبنای عملگراییِ محض در سیاست امنیتی بنا نهاده است. این حزب حمایت جامع، سریع و بیدرنگ از اوکراین را بهعنوان ضرورتِ استراتژیک برای امنیت خود آلمان و اروپا تلقی میکند. دموکراتهای آزاد بر این باورند که تقویت موضع نظامی اوکراین نه تنها برای دفاع از این کشور، بلکه برای جلوگیری از گسترش تهدیدات روسیه به سایر کشورهای اروپایی ضروری است. این حزب حامیِ ارسال موشکهای تاروس به اوکراین است و آن را بخشی جداناپذیر از استراتژی دفاعی موثر تلقی میکند. این حزب همچنین تحریمهای اقتصادی را ابزاری ضروری برای اعمال فشار بر روسیه و تغییر محاسبات استراتژیک مسکو میداند. هدف نهایی حزب دموکرات آزاد بازگرداندن کامل تمامیت ارضی اوکراین و تقویت موضع مذاکراتی این کشور است. این حزب بر این باور است که تنها از موضع قدرت میتوان به صلح پایدار و عادلانه دست یافت.
حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) موضعی کاملاً مخالف با سیاستهای جریان اصلیِ آلمان اتخاذ کرده و آن را با ایدئولوژی ناسیونالیستی و شکاکیت نسبت به تعهدات بینالمللی آمیخته است. این حزب هرگونه ارسال تسلیحات به اوکراین را رد میکند و آنها را عاملی برای طولانی شدن جنگ و افزایش کشتار تلقی مینماید. از منظر این حزب، آلمان نباید در درگیریای مداخله کند که منافع مستقیم آن را تهدید نمیکند. «آلترناتیو برای آلمان» همچنین خواستار پایان فوری تحریمها و حتی راهاندازی مجدد خط لولهٔ گاز نورد استریم است. این موضع که کاملاً در تضاد با سیاستهای دولت و اتحادیهٔ اروپا است، بر مبنای اولویت منافع اقتصادی آلمان بر تعهدات سیاسی و اخلاقی استوار شده است. این حزب خواستار مذاکرات فوری، تضمین بیطرفیِ اوکراین و بهرسمیت شناختن نگرانیهای امنیتی روسیه است.
یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر بحثهای سیاسی دربارهٔ کمکهای نظامی به اوکراین، وضعیت چالشبرانگیز ارتش آلمان است. دههها کاهش بودجهٔ دفاعی و تمرکز بر عملیاتهای حفظ صلح بهجای آمادگی برای جنگ متقارن، ارتش آلمان را در وضعیت ضعیفی قرار داده است. تحویل سیستمهای تسلیحاتی به اوکراین موجب کاستیهای موقت در تواناییهای عملیاتی ارتش میشود که بازیابی آنها سالها زمان میبرد.
این وضعیت ابزار مؤثری در دست منتقدان ارسال تسلیحات قرار میدهد که استدلال میکنند آلمان نمیتواند تسلیحاتی را که برای دفاع از خود و تعهداتش در ناتو نیاز دارد، به اوکراین بدهد. این بحث بهویژه در مورد سیستمهای پیشرفتهای نظیر موشکهای تاروس شدیدتر میشود چرا که تعداد محدودی از آنها در اختیار ارتش آلمان است.
ممکن است در آینده اختلافات فعلی حتی عمیقتر شود. مسائلی نظیر چالشهای اقتصادیِ ناشی از تحریمها و قطع روابط انرژی با روسیه، ادامهٔ حمایتهای مالی در صورت طولانی شدن جنگ، تصمیمگیری دربارهٔ عضویت اوکراین در ناتو و اتحادیهٔ اروپا، و نحوهٔ بازسازی روابط با روسیه پس از پایان جنگ، همگی چالشهایی هستند که سیاست آلمان را در سالهای آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد.
ارتباط با نویسنده:
ramin.nourbakhsh@ut.ac.ir
