علت موفقیت حزب AfD در انتخابات اخیر آلمان چیست؟ - inaes-موسسه مطالعات آمریکای شمالی و اروپا
علت موفقیت حزب AfD در انتخابات اخیر آلمان چیست؟
21 03 2025 15:52
کد خبر : 65469802
تعداد بازدید : 54
نتایج انتخابات پارلمانی اخیر آلمان نشان داد که مردم این کشور خواهان تغییرات سیاسی هستند. این مسئله با توجه به عملکرد ضعیف دولت کنونی قابل درک است، چرا که تنها ۱۷ درصد از مردم از عملکرد دولت راضی هستند که این کمترین میزان رضایت ثبتشده محسوب میشود.
با اعلام نتایج انتخابات پارلمانی آلمان میتوان گفت بزرگترین حزب اپوزیسیون (اتحاد احزاب دموکراتمسیحی و سوسیالمسیحی) هم نتوانسته از این نارضایتی بهطور کامل بهره ببرد. این حزب با ۲۸.۵ درصد آرا همچنان قویترین حزب باقیمانده و از دیدگاه رأیدهندگان، شایستگی بیشتری برای حل مسائل آلمان دارد. اما این نتیجه یک پیروزی قاطع محسوب نمیشود، بلکه دومین بدترین نتیجه در تاریخ این حزب است. اگرچه نسبت به رکورد پایین ۲۴.۲ درصدی سال ۲۰۲۱ بهبود داشته، اما فاصله زیادی با ۴۱.۵ درصدی دارد که در سال ۲۰۱۳ تحت رهبری آنگلا مرکل به دست آورده بود.
چرا اتحاد دموکرات مسیحی نتوانسته از این موقعیت استفاده کند؟
بررسی نظرسنجیهای مؤسسه infratest dimap نشان می دهد که چندین عامل در این موضوع دخیل بودهاند:
۱. عدم اطمینان عمومی به دلیل وضعیت بحرانی کشور
۲. تأثیرات باقیمانده از دوران مرکل
۳. اشتباهات رهبری فعلی حزب دموکراتمسیحی و سوسیالمسیحی (CDU/CSU)
۴. رقابت با حزب راستگرای AfD
نارضایتی عمومی از وضعیت کشور
وضعیت کشور آلمان باعث نگرانی گسترده شده است. تنها ۱۲ درصد از مردم این کشور نسبت به شرایط فعلی احساس امیدواری دارند. مسائل متعددی از جمله تغییرات اقلیمی، وضعیت اقتصادی، بازگشت ترامپ به قدرت و سیاستهای ولادیمیر پوتین موجب اضطراب عمومی شده است. در پاسخ به این پرسش که کدام حزب بیشترین مسئولیت را در قبال مشکلات کشور دارد، ۲۴ درصد از مردم حزب سوسیال دموکرات (SPD) و ۲۰درصد حزب سبزها را مقصر دانستهاند. اما اتحاد دموکراتمسیحی (CDU) نیز با ۲۱ درصد در همین سطح قرار دارد.
سیاست مهاجرتی و انتقادات از اتحاد دموکرات مسیحی
یکی از مهمترین دلایلی که مردم اتحاد دموکرات مسیحی را مقصر می دانند، سیاست های مهاجرتی است. این موضوع به تصمیمات دوران آنگلا مرکل بازمی گردد که حزب را به سمت سیاست های میانه متمایل کرد. نظرات مردم درباره مسئله مهاجرت بسته به تمایلات حزبی متفاوت است. تقریباً همه طرفداران AfD مهاجرت گسترده را یک مشکل می دانند، در حالی که طرفداران حزب سبزها چندان نگران این موضوع نیستند. با این حال، به طور کلی ۵۴درصد از مردم معتقدند که اتحاد دموکراتمسیحی (CDU) مسئول اصلی افزایش تعداد پناهجویان در آلمان است.
همکاری غیرمستقیم با AfD و تأثیر آن بر رأیها
فریدریش مرتس، رهبر اتحاد دموکرات مسیحی ، در کارزار انتخاباتی خود سیاست های سختگیرانه تری را در قبال مهاجرت اتخاذ کرد. این تغییر موضع به دنبال حملاتی بود که توسط پناهجویان انجام شده بود. مرتس حتی حاضر شد که برای اولین بار در تاریخ، با حمایت غیرمستقیم حزب راستگرای افراطی AfD در پارلمان، به تصویب یک قانون کمک کند. این اقدام از سوی بسیاری یک «تابوشکنی» قلمداد شد.اما این استراتژی نتیجه بخش نبود.
- ۶۴ درصد از مردم موافقند که مرتس موضع سختگیرانه تری علیه مهاجرت غیرقانونی اتخاذ کند.
- ۴۶ درصد معتقدند که اصلاح سیاست های مهاجرتی پس از مرکل اقدامی درست بوده است.
اما این سیاست ها در نهایت به افزایش آرای اتحاد دموکرات مسیحی منجر نشد و حتی پس از این اقدام بحث برانگیز، میزان حمایت از این حزب زیر ۳۰ درصد باقی ماند.
تاکتیک بحثبرانگیز مرتس به نفع حزب چپ تمام شد
دو نگرانی اصلی که در حال حاضر مردم آلمان را به شدت درگیر کرده، با تاکتیک های بحث برانگیز فریدریش مرتس تشدید شده است. طبق سنجش نگرانی های عمومی که توسط مؤسسه Infratest dimap انجام شده، دو دغدغهی مهم مردم عبارت اند از:
- به خطر افتادن دموکراسی و حاکمیت قانون در آلمان
- احتمال عدم تشکیل یک دولت پایدار پس از انتخابات
مرتس به وضوح در مورد نگرانی اول نقش داشته است، چرا که رأیگیری بحثبرانگیز او در بوندستاگ باعث اعتراضات گستردهای در سراسر آلمان شد. نتیجه انتخابات نیز نشان میدهد که نگرانی دوم بیدلیل نبوده است. در نظرسنجیهای پیش از انتخابات، به نظر میرسید که یک ائتلاف دوحزبی در پارلمان میتواند اکثریت را به دست آورد. مرتس، که هرگونه همکاری با حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) را رد کرده، میتوانست بین سوسیالدموکراتها (SPD) و سبزها یکی را بهعنوان شریک ائتلاف انتخاب کند. اما با موفقیت غیرمنتظره حزب چپ، وضعیت پیچیدهتر شد. اگر حزب BSW نیز به پارلمان راه مییافت، مرتس مجبور میشد برای دستیابی به اکثریت، با دو حزب دیگر ائتلاف کند. وضعیت کنونی تا حدی نتیجهی تصمیمات خود مرتس است، چرا که جهش ناگهانی حزب چپ دقیقاً پس از رأیگیری جنجالی بوندستاگ، که ابتکار مرتس بود، آغاز شد.
اختلافات داخلی در اتحاد دموکرات مسیحی ، عاملی برای کاهش حمایت مردمی
یکی دیگر از عواملی که احتمالاً بر عملکرد اتحاد دموکرات مسیحی (CDU/CSU) تأثیر منفی گذاشته، اختلافات درونحزبی است که منشأ آن در مونیخ قرار دارد. مارکوس زودر، رهبر حزب سوسیالمسیحی (CSU)، اگرچه در ظاهر از مرتس حمایت کرده، اما بسیاری از رأیدهندگان این رفتار او را صادقانه نمیبینند. در طول مبارزات انتخاباتی، تنشهایی از سوی مونیخ ایجاد شد که کار را برای مرتس سختتر کرد.
زودر، برخلاف مرتس، چندین بار همکاری با حزب سبزها را بهطور قطعی رد کرد. علاوه بر این، او در میانهی کارزار انتخاباتی، ادعای برخی از وزارتخانهها را برای حزب خود مطرح کرد و حتی نامهایی را برای این پستها پیشنهاد داد. این مسائل احتمالاً مذاکرات ائتلافی را برای مرتس پیچیدهتر میکند. بر اساس نظرسنجیها، نیمی از آلمانیها و حتی یکسوم از حامیان اتحاد دموکرات مسیحی معتقدند که تنشهای داخلی بین CDUو CSU باعث تضعیف دولت آینده خواهد شد. از سوی دیگر، مرتس در میان رأیدهندگان از حمایت کافی برخوردار نیست؛ تنها ۴۳درصد از آلمانیها معتقدند که او شایستگی مقام صدراعظمی را دارد.
«عادیسازی» حزب AfD
یکی از مشکلات اصلی اتحاد دموکرات مسیحی (CDU/CSU) رشد فزاینده رقیب راستگرای آن، حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) است. فریدریش مرتس، رهبر حزب دموکرات مسیحی (CDU)، تلاش کرد با اتخاذ موضعی سختگیرانه در قبال مهاجرت، از رشد AfD جلوگیری کند، اما در این زمینه موفق نبود. AfD با ۲۰.۸ درصد از آرا، دومین حزب قدرتمند در آلمان شده و در همان سطحی قرار دارد که در ماههای اخیر در نظرسنجیها پیشبینی میشد. یکی از عوامل کلیدی در موفقیت AfD این است که بخش بزرگی از مردم آلمان این حزب را اکنون بهعنوان یک حزب «عادی» میبینند. حتی این واقعیت که سازمان اطلاعات داخلی آلمان (Verfassungsschutz) بخشهایی از AfD را بهعنوان راستگرای افراطی طبقهبندی کرده و اینکه این حزب اکنون آشکارا از اصطلاحاتی مانند «بازگشت مهاجران» (Remigration) استفاده میکند – اصطلاحی که پیشتر تقریباً منحصراً در میان راستگرایان افراطی کاربرد داشت – تأثیر زیادی بر نگرش عمومی نداشته است.
طرفداران AfD، این حزب را «در مرکز سیاسی» میبینند
در حالی که تقریباً سهچهارم مردم آلمان معتقدند که AfD فاصله کافی از مواضع راستگرای افراطی نگرفته است، حتی در میان رأیدهندگان این حزب نیز ۴۲ درصد به این موضوع اذعان دارند. این رقم در مقایسه با انتخابات ۲۰۲۱ تغییر قابلتوجهی نداشته است. اما نکتهی تعیینکننده، پاسخ به یک پرسش جدید در نظرسنجی این دوره است: ۸۴درصد از رأیدهندگان AfD اکنون معتقدند که این حزب «در مرکز سیاسی قرار دارد و راستگرا نیست». این ادراک عمومی نقش مهمی در عادیسازی AfD و افزایش محبوبیت آن داشته است.
افزایش رضایت از عملکرد در سیاست پناهجویان
یکی از عوامل کلیدی در این تغییر نگرش، آلیس وایدل، رهبر، AfD است. او در ماههای اخیر بهعنوان چهرهای «بورژوایی» برای حزب ظاهر شده و بهویژه در مناظرات تلویزیونی پیش از انتخابات، خود را بهعنوان گزینهای معقول و میانهرو معرفی کرده است. حتی جنجالهایی مانند دیدار او با ایلان ماسک، میلیاردر آمریکایی، که در آن هیتلر را به یک «کمونیست» تشبیه کرد، تأثیر چندانی بر میزان رضایت از او نگذاشته است. طبق نظرسنجیها، ۲۴ درصد از مردم آلمان از عملکرد سیاسی وایدل رضایت دارند، که نسبت به سال ۲۰۲۱ ده درصد افزایش نشان میدهد. این میزان تقریباً برابر با محبوبیت اولاف شولتس (صدر اعظم و نامزد حزب سوسیال دموکرات) و کریستیان لیندنر (رهبر حزب دموکرات آزاد ) FDP است. در حوزه سیاست پناهندگی نیز، مردم آلمان اکنون به AfD تقریباً همان میزان صلاحیت و شایستگی را نسبت میدهند که به احزاب اتحاد دموکرات مسیحی (CDU/CSU). این تغییر چشمگیر، یکی از نشانههای اصلی تحول در فضای سیاسی آلمان است.
سقوط شدید محبوبیت حزب سوسیال دموکرات (SPD)
حزب سوسیال دموکرات (SPD) در انتخابات امسال بهشدت دچار شکست شد. این نتیجه تعجببرانگیز نیست، زیرا سطح رضایت از دولت ائتلافی موسوم به «ائتلاف چراغ راهنمایی» ٰ(متشکل از SPD، سبزها و FDP) بسیار پایین بود. بزرگترین مشکل SPD از دست دادن اعتماد عمومی در حوزههایی است که بهطور سنتی بهعنوان نقاط قوت این حزب شناخته میشدند. در مقایسه با انتخابات ۲۰۲۱:
- در سیاست خارجی، میزان اعتماد عمومی به SPD از ۳۱ درصد به ۱۶ درصد کاهش یافته است.
- در سیاست اقتصادی، از ۲۵ درصد به ۱۲ درصد سقوط کرده است.
- حتی در زمینهی «عدالت اجتماعی» – که همیشه حوزهی اصلی SPD بوده – حمایت از این حزب ۱۴ درصد کاهش یافته و به ۲۶ درصد رسیده است.
شولتس؛ نامزد اشتباه برای حزب سوسیال دموکرات
یکی از دلایل اصلی شکست SPD، نامزدی اولاف شولتس بود. در داخل حزب نیز اختلافنظرهایی درباره اینکه آیا انتخاب او تصمیم درستی بود یا نه، وجود داشت. بسیاری از اعضای SPD معتقد بودند که وزیر دفاع، بوریس پیستوریوس، گزینه بهتری برای نامزدی صدراعظمی بود. در سال ۲۰۲۱، حدود ۶۶ درصد از مردم آلمان معتقد بودند که شولتس شایستگی تصدی مقام صدراعظمی را دارد، اما در سال ۲۰۲۵، این میزان به ۳۰ درصد سقوط کرده است. در مقایسه، بوریس پیستوریوس در میان نامزدهای احتمالی بیشترین حمایت عمومی را دارد و ۴۷ درصد از آلمانیها او را گزینهای مناسب برای صدراعظمی میدانند.
پیستوریوس در سؤال جانشینی صدراعظم از همه پیشی میگیرد
همچنین پاسخ به سوال اینکه چه کسی میتواند یک صدراعظم خوب -خانم یا آقا- باشد، برای شولتس ناامیدکننده است. هیچکدام از نامزدها هیجان زیادی ایجاد نمیکنند - و این نکته در این انتخابات واقعاً برجسته است. با این حال، در حالی که مرز هنوز به ۳۴ درصد میرسد، شولتس تنها ۲۶ درصد حمایت دارد - که تقریباً معادل (یا بهتر بگوییم: کمتر از) کاندیدای حزب سبز، رابرت هابک، و تنها کمی بیشتر از کاندیدای حزب ، AfD آلیس ویدل است.
وزیر دفاع بوریس پیستوریوس، که ماههاست در صدر فهرست محبوبترین سیاستمداران آلمان قرار دارد، در مقابل به ۴۷ درصد میرسد - که تقریباً دو برابر شولتس است و همچنین بهطور چشمگیری بیشتر از مرز است، که به احتمال زیاد به زودی به عنوان صدراعظم بعدی جمهوری فدرال آلمان انتخاب خواهد شد.
FDP؛ حزبی که اعتماد عمومی را از دست داده است
حزب دموکرات آزاد (FDP) که شریک ائتلافی SPD و سبزها بود، شکست سنگینی خورد و حتی نتوانست به پارلمان راه یابد. بر اساس نظرسنجیها:
- ۵۸ درصد از مردم معتقدند که رفتار FDP در دولت ائتلافی نشان داده که این حزب «شریکی غیرقابلاعتماد» است.
- ۵۷ درصد نیز معتقدند که کریستیان لیندنر، رهبر FDP، بیشتر به منافع شخصی خود فکر میکند تا به سیاستگذاریهای مفید.
این سقوط محبوبیت، تنها به عملکرد FDP در دولت مربوط نمیشود، بلکه به از دست دادن اعتبار آن در سیاستهای اقتصادی نیز بازمیگردد. در حالی که FDP همیشه خود را مدافع اقتصاد آزاد و بازار معرفی میکرد، اما تنها ۷ درصد از آلمانیها معتقدند که این حزب بهترین سیاستها را در حوزه اقتصاد دارد. این در حالی است که حتی حزب سبزها – که در سالهای اخیر به دلیل سیاستهای اقتصادی خود مورد انتقاد زیادی قرار گرفته – از FDP در این زمینه عملکرد بهتری داشته است.
حتی در مسائل اقتصادی، حزب FDP دیگر به عنوان یک حزب کارآمد شناخته نمیشود
حزب FDP دیگر از نظر محتوایی نیز نمیتواند نظر رأیدهندگان را جلب کند. این موضوع در کاهش شدید توانمندیهای این حزب مشهود است - حتی در زمینهای که حزب FDP آن را به عنوان «هویت برند» خود میداند. تنها ۷ درصد از مردم میگویند که این حزب بهترین مفاهیم را برای یک سیاست اقتصادی خوب دارد - که نسبت به سال ۲۰۲۱، ۹ درصد کاهش داشته است. حتی حزب سبزها، که اخیراً به دلیل سیاستهای اقتصادیشان به شدت مورد انتقاد قرار گرفتهاند، به امتیاز بهتری دست پیدا کردهاند.
FDP بار دیگر رأیدهندگان جوان را از دست میدهد
در طول مبارزات انتخاباتی، فریدریش مرتس بهطور آشکاری از حزب دموکرات آزاد (FDP) فاصله گرفت که برای یک نامزد صدراعظمی از اتحاد دموکرات مسیحی (CDU/CSU) اقدامی غیرمعمول بود. او در مصاحبهای در اوایل فوریه گفت: «۴ درصد برای FDP، بیش از حد است.» به نظر میرسید که هدف او جلوگیری از انتقال رأیهای قرضی از سوی حامیان اتحاد دموکرات مسیحی به FDP برای عبور از حد نصاب ۵درصدی ورود به پارلمان بود. یکی از ویژگیهای قابلتوجه FDP این است که در انتخابات ۲۰۲۱، این حزب بهویژه از رأی جوانان بهرهمند شد و بهعنوان نماد تغییر و بخشی از ائتلافی معرفی شد که خود را «ائتلاف پیشرفت» مینامید. اما از آن تصویر چندان چیزی باقی نمانده و FDP اکنون بیشترین کاهش حمایت را در میان رأیدهندگان جوان تجربه کرده است.
حفاظت از محیط زیست همچنان اولویت اصلی حزب سبزها
حزب سبزها نیز، بهویژه در میان جوانان، کاهش حمایت را تجربه کرده است، اما در مقایسه با دو حزب دیگر (ائتلاف SPD و FDP)، وضعیت آن چندان وخیم نیست. با وجود انتقادات شدید و حضور در مرکز حملات منفی، این حزب با ۱۱.۶ درصد آرا، کمتر از سایر احزاب ائتلاف متحمل ضرر شده است. یکی از دلایل اصلی این امر، پایگاه رأیدهندگان وفادار حزب است که طی سالها تثبیت شده است.
موضوع حفاظت از محیط زیست و تغییرات اقلیمی همچنان مهمترین دغدغه رأیدهندگان این حزب است، درحالیکه این مسئله برای طرفداران سایر احزاب اهمیت کمتری دارد. بر اساس نظرسنجیها، حزب سبزها همچنان بیشترین اعتبار را در حوزه سیاستهای محیطزیستی و اقلیمی دارد، نهتنها در میان طرفداران خود، بلکه در مقیاس کلی جامعه. نکته جالب این است که در مقایسه با سال ۲۰۲۱، میزان اعتماد عمومی به تواناییهای حزب سبزها در سیاست خارجی و اقتصادی حتی اندکی افزایش یافته است.
چرخش سیاسی با رأیگیری بحثبرانگیز مرتس در پارلمان
حزب چپ (Die Linke)، که پس از جدایی بسیاری از اعضایش به نفع حزب BSW در آستانه فروپاشی به نظر میرسید، از تغییرات سیاسی اخیر بهرهمند شده و نتیجهای غیرمنتظره به دست آورده است. این حزب عمداً خود را بهعنوان نقطه مقابل جریان غالب در سیاست آلمان، بهویژه در زمینه مهاجرت، معرفی کرده است. ۳۶ درصد از مردم آلمان بر این باورند که حزب چپ بیش از هر حزب دیگری از سیاستهای پناهندگی انسانی دفاع میکند. علاوه بر این، ۹۵ درصد از رأیدهندگان آن، این حزب را جایگزینی مناسب برای SPD و سبزها میدانند.
حزب چپ؛ نیرویی قوی در میان جوانان
حزب چپ توانسته ۸.۸ درصد از آرا را کسب کند که بخش عمدهای از آن را مدیون رأیدهندگان جوان است. طبق دادههای نظرسنجی، در گروه سنی زیر ۲۵ سال، این حزب بیش از هر حزب دیگری رأی کسب کرده است. چرخش ناگهانی در وضعیت حزب چپ احتمالاً تا حد زیادی به تصمیم بحثبرانگیز فریدریش مرتس در پارلمان دربارهی سیاست مهاجرتی در ژانویه بازمیگردد. این حزب که در نظرسنجیها مدتها تنها حدود ۳ درصد رأی داشت، پس از آن رأیگیری شاهد افزایش چشمگیر حمایت شد.
انتظارات برآوردهنشده از حزب BSW
اما حزب بوندنیس زارا واگنکنشت (BSW) که در انتخابات ایالتی پاییز گذشته نتایج شگفتانگیزی به دست آورده و اکنون در دو دولت ایالتی مشارکت دارد، در سطح ملی عملکرد مطلوبی نداشته است. مقایسه BSW با حزب چپ نشان میدهد که مردم آلمان به حزب چپ در بسیاری از حوزههای سیاستگذاری، از جمله عدالت اجتماعی، اعتماد بیشتری دارند. در حالی که ۱۶ درصد از آلمانیها معتقدند که حزب چپ بهترین راهحلها را برای عدالت اجتماعی ارائه میدهد، این میزان برای BSW تنها ۵ درصد است. یکی از مشکلات اصلی BSW این است که بسیاری از رأیدهندگان نمیدانند که این حزب دقیقاً چه سیاستهایی را دنبال میکند. این عدم شفافیت باعث شده که ۴۹ درصد از مردم بگویند که «از BSW انتظار ایدههای جدیدتری داشتند».
در نهایت، این حزب نتوانست به بوندستاگ (پارلمان آلمان) راه پیدا کند و تنها با اختلافی ناچیز ( ۴.۹۷درصد آرا) از حد نصاب ۵درصدی بازماند.